لوح های کهن و نو
بپایید که پیوند زناشوییتان بد بسته نشود
زیرا سرانجام پیوند شتابکارانه زناکاریست
و زنا کردن به که خم شدن در زیر دروغ زناشویی!
روزی زنی با من چنین گفت:
اگر چه من با زنا عهد زناشویی شکستم
اما این زناشویی بودکه نخست مرا شکست
- نیچه، چنین گفت زرتشت درباب لوح های کهن و نو
--------------------------------
مننیز به جرگه متاهلین پیوستم
شروع نمایش تئاتر ها
کشتی شیطان پسیانی برای بار دوم در چهارسو اجرا میشود. بعد از دیدن متابولیک و شیوه اجرایی نزدیک به پرفورمنس آن ، لذت بردن از ساختار درام محور کشتی شیطان برای شخص من مقداری سخت است ، جسارت کار متابولیک تحسین برانگیز بود که کشتی شیطان فاقد این حسارت بود. ولی در کل کار خوبی بود ، در نظر گرفتن یک پرسون برای نقش شیطان جهت نمایش تلقینات و استفاده از دامن بلند جهت نمایش وسوسه افکنیش یکی از زیبا ترین خصیصه های این اجرا بود.
اما پریروز - دوشنبه - از فرصت کوتاهی که برایم پیش آمده بود استفاده کردم و به تماشای یک نمایش در اداره تئاتر رفتم، دلایل انتخابم هم دوچیز بود ، زمان کوتاه اجرا -۳۰ دقیقه- و نام اجرا. نیوسنده کار اصغر نوری بود که توسط ژیلا ال رشاد بازنویسی و طراحی و کارگردانی شده بود که توسط خود این کارگردان و یک آقای دیگر-علی افسایی- بازی شد. هزاران تبریک و تحسین به این خانم کارگردان میگویم. بازیگری - علی الخصوص بازیگر مرد - بسیار مسلط ، کارگردانی بسیار هوشمندانه ، استفاده از اکسسوار بسیار پروسواس و دقیق ، و خلاقیت نمایشی اجرا ، بینظیر بود. استفاده از نردبان به عنوان تنها اکسسوار کار -بسان اجرای لیرشاه چولی- و تصویرسازی و خیال افکنی موقعیت های مختلف بسیار هوشمندانه بود. تنها ضعف کار بعضی از شوخیهای اجرایی بود که به لمپن نزدیک میشد که در برابر کل اجرا اصلا به چشم نمی آمد. در کل به این خانم جوان تبریک میگویم و امیدوارم اجراهای آینده ایشان و گروه هنریش موفق تر باشد.
با جسارت اعلام میکنم لذتی که من و دوستانم از دیدن این اجرا بردیم بسیار بیشتر از اجرای پسیانی - که یکی از مهمترین داعیه داران تئاتر تجربی ایران است - بود.
اجرای سربازها در موزه معاصر/افتتاحیه نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر/ ۱۲بهمن ۱۳۸۷









و من که مانده ام میان وطن و تن کدام را انتخاب خواهم کرد
من
خسته از تکرارها
به روزهایی که پشت سر هم نمیرسند
و من که آنقدر اسهال گرفته ام
که یائسه میشوم
----------
بیشتر بخوانید در بلاگ اوستا علی اکبر