بدون شرح
پدر رو به پسر میکند و نمیخندد
پسر رو به پدر میکند و نمیخندد
«بگذار زمین برای مرد باقی بماند ، مرد برای زمین»
پدر رو به پسر میکند و میخندد
پسر رو به پدر میکند و نمیخندد
هه
تنها زمانی مجبور شدم با مشت در دهان کسی بزنم ، که مجبور شدم مشت در دهان کسی بزنم ، که همیشه به جای من مشت در دهان دیگران میزد
زنانی که مردانشان زیاد عمر میکنند
اینجا نوشته است زنانی که کمر باریک و باسن پهن دارند از هوش بالاتری برخوردارند
و البته در
اینجا نوشته مردانی که زنانی باهوش دارند عمر بیشتری میکنند
مقصود خاصی نداشتم ، همین فقط ...
هفپات ۲
یه روز یه گنجیشکی که روی شاخه یه درخت توی پارک لونه داشت ، با پاهاش لونه اش رو مرتب میکنه تا تخم بذار. بعد شروع میکنه به زور زدن و زور زدن و زور زدن، هی به مقعدش فشار میاره تا تخم بذاره. یه دفعه احساس آرامش میکنه و درد مقعدش تموم میشه ، اما وقتی برمیگرده اثری از تخم خودش نمیبینه، لونه اش رو زیر و رو میکنه ولی تخم رو پیدا میکنه ، با خودش فکر میکنه میگه حتما تخم ام پایین افتاده. از بالای درخت پایین رو نگاه میکنه ولی اثری از تخم نمیبینه.
چند دقیقه میگذره که یه آقایی از دور نزدیک درخت میشه. گنجشکه فریاد میزنه :«آقاهه، آقاهه! اون پایینا ، دور و بر درخت یه تخم گنجشک نیفتاده، خیلی بهم فشار اومد تا پسش انداختم ولی الان اینجا نیست ، یه نیگا میکنی ببینی اون پایین یه تخم گنجشک افتاده یا نه»
آقاهه با بی حوصلگی جواب میده : «نه ! من که نمیبینم»
چند دقیقه گذشت تا اینکه یه آقای دیگه ای از دور نزدیک درخت میشه که موهاش جوگندمی بود و دندوناش برق میزد، گنجشک فریاد زد:« آقا شرمنده! پایین درخت یه تخم گنجشک نیفتاده، بهم فشار اومد تا پسش انداختم ولی الان اینجا نیست ، یه نیگا میکنی ببینی اون پایین یه تخم گنجشک افتاده یا نه» ، آقاهه یه نگاهی دور و بر میندازه و میگه : «من که چیزی نمیبینم»
دوباره چند دقیقه گذشت ، خانمی رد شد ، گنجشکه داد زد :«آقا شرمنده!» خانمه یه نگاهی بهش کرد و جوابی نداد و رفت
چند دقیقه دیگه گذشت ، یه آقایی رد شد با شال سفید و این عینکا که فریمش گرده ، ازش پرسید :«آقا قربون دستت یه نگاه پایین درخت میندازی ببینی یه تخم گنجشک افتاده یا نه، خیلی بهم فشار اومد تا پسش انداختم ولی الان اینجا نیست ، یه نیگا میکنی ببینی اون پایین یه تخم گنجشک افتاده یا نه؟» آقاهه عینکش رو برداشت و چشاش و تیز کرد وشروع کرد زمین رو وارسی کردن و بعدش به گنجشکه میگه «نه والا ! من چیزی ندیدم»
چند دقیقه گذشت. یک آقایی اومد جلوی درخت وایساد که دستش ام۱۶ بود، میدونی چیو میگم ، همین مسلسلهای آمریکایی ساخت شرکت کلتو میگم که ۳۳.۵ اینچ ان و طول لوله اشون ۱۴.۵ اینچه . همونا که وزنشون ۷.۵ پونده ، برد موثرش ۳۶۰ متره ولی برد نهاییش ۳۶۰۰ متره ، خشابای ۳۰ تایی میخوره
فهمیدی کدوما رو میگم ، از اونا که ۷۰۰ الی ۹۵۰ تیر در دقیقه میزنن، اونا رو میگم
گنجشکه به مرد گفت :« ببخشید آقا پایین درخت ، اون دور و برا یه تخم گنجش ... اما آقاهه قبل از اینکه گنجشکه سئوالش رو بپرسه اونو به تیر بست، یه دقیقه، حدود ۷۰۰ الی ۹۵۰ تیر. گنجشکه مرد ، لانه اش هم آتیش گرفت
هفپات ۱
یک روز یک جوونی کنار خیابون نشسته بود . از آقایی که رد میشد پرسید «آقا ساعت چنده؟» آقاهه نگاهش کرد و گفت ساعت ۱۱ و ۱۷ دقیقه است
چند دقیقه گذشت ، مرد دیگه ای رد شد که موهاش جوگندمی بود و دندوناش برق میزد، جوون پرسید آقا ساعت چنده، آقاهه نگاهش کرد و گفت ساعت ۱۱ و ۱۶ دقیقه است
دوباره چند دقیقه گذشت ، خانمی رد شد ، جوون پرسید آقاببخشید ساعت چنده ، خانمه نگاهش کرد و جوابی نداد
چند دقیقه دیگه گذشت ، یه آقایی رد شد با شال سفید و این عینکا که فریمش گرده ، ازش پرسید :«آقا ساعت چنده؟» آقاهه عینکش رو برداشت و چشاش و تیز کرد و ساعتش و با دقت وارسی کرد و گفت ساعت ۱۱ و ۲۹ دقیقه است
چند دقیقه گذشت. یک آقایی اومد جلوی جوون وایساد که دستش ام۱۶ بود، میدونی چیو میگم ، همین مسلسلهای آمریکایی ساخت شرکت کلتو میگم که ۳۳.۵ اینچ ان و طول لوله اشون ۱۴.۵ اینچه . همونا که وزنشون ۷.۵ پونده ، برد موثرش ۳۶۰ متره ولی برد نهاییش ۳۶۰۰ متره ، خشابای ۳۰ تایی میخوره
فهمیدی کدوما رو میگم ، از اونا که ۷۰۰ الی ۹۵۰ تیر در دقیقه میزنن، اونا رو میگم
جوون پرسید ببخشید آقا ساعت ... اما آقاهه قبل از اینکه جوونه سئوالش رو بپرسه اونو به تیر بست، یه دقیقه، حدود ۷۰۰ الی ۹۵۰ تیر. جوون مرد
الانم ساعت ۸ و ۵۴ دقیقه است
با گذشت زمان ، روز به روز اعتقاد بیشتری پیدا میکنم به ویتامین ث ، به پرتغال ، به خمیر دندان
محقر منه
همان افکار تندرویی که پیش از انقلاب چادریها را کلاغ سیاه مینامید و عمامه آخوندها را خانه شپش ؛ باعث تولد عقده ای شدند که در این زمانه بزک کرده ها را فاحشه میخوانند و معترضان را مغرض. هر دو از یک قماشند. پس انقلاب فرهنگی نتیجه بلاهت یا تعصب یک عده نیست. آمران اصلی آن تحقیر کنندگان رژیمهای پیشینند.
نمیدانم این به سبب افزایش سن است یا بلوغ سیاسی که اینچنین از رفتارهای انقلابی و ایدئولوژیک بیزارم. با تمام احترامی که برای دلواپسی های هر دو طرف ماجرا دارم اما قویا خسته ام، نه من که بسیاری چون من. خسته ایم از مرگ و زندگیهایی که در شعارهایمان نثار همدیگر میکنیم. نمیدانم این به سبب افزایش سن است یا بلوغ سیاسی که اینچنین از تحقیرکردنها بیزارم
.
سارقي
كه خاطره سرقتهاي خود را مينوشت
دستگیر شد...
مورچه ها
مورچه ها
تنها
به اعضای خانواده خود
کمک می کنند
درگذشت
«گناه خردی خردان از خودشان نیست»
- نیچه
باغبان
باغباني
براي
از بين بردن
علفهاي هرز،
باغش را به آتش كشيد
bigger better beards
۱۰ دلیل کافي نیست تا يقين پیدا کنیم ريش بلند بهتر است از تراشیدن ریش؟
لوح های کهن و نو
بپایید که پیوند زناشوییتان بد بسته نشود
زیرا سرانجام پیوند شتابکارانه زناکاریست
و زنا کردن به که خم شدن در زیر دروغ زناشویی!
روزی زنی با من چنین گفت:
اگر چه من با زنا عهد زناشویی شکستم
اما این زناشویی بودکه نخست مرا شکست
- نیچه، چنین گفت زرتشت درباب لوح های کهن و نو
--------------------------------
مننیز به جرگه متاهلین پیوستم
شروع نمایش تئاتر ها
کشتی شیطان پسیانی برای بار دوم در چهارسو اجرا میشود. بعد از دیدن متابولیک و شیوه اجرایی نزدیک به پرفورمنس آن ، لذت بردن از ساختار درام محور کشتی شیطان برای شخص من مقداری سخت است ، جسارت کار متابولیک تحسین برانگیز بود که کشتی شیطان فاقد این حسارت بود. ولی در کل کار خوبی بود ، در نظر گرفتن یک پرسون برای نقش شیطان جهت نمایش تلقینات و استفاده از دامن بلند جهت نمایش وسوسه افکنیش یکی از زیبا ترین خصیصه های این اجرا بود.
اما پریروز - دوشنبه - از فرصت کوتاهی که برایم پیش آمده بود استفاده کردم و به تماشای یک نمایش در اداره تئاتر رفتم، دلایل انتخابم هم دوچیز بود ، زمان کوتاه اجرا -۳۰ دقیقه- و نام اجرا. نیوسنده کار اصغر نوری بود که توسط ژیلا ال رشاد بازنویسی و طراحی و کارگردانی شده بود که توسط خود این کارگردان و یک آقای دیگر-علی افسایی- بازی شد. هزاران تبریک و تحسین به این خانم کارگردان میگویم. بازیگری - علی الخصوص بازیگر مرد - بسیار مسلط ، کارگردانی بسیار هوشمندانه ، استفاده از اکسسوار بسیار پروسواس و دقیق ، و خلاقیت نمایشی اجرا ، بینظیر بود. استفاده از نردبان به عنوان تنها اکسسوار کار -بسان اجرای لیرشاه چولی- و تصویرسازی و خیال افکنی موقعیت های مختلف بسیار هوشمندانه بود. تنها ضعف کار بعضی از شوخیهای اجرایی بود که به لمپن نزدیک میشد که در برابر کل اجرا اصلا به چشم نمی آمد. در کل به این خانم جوان تبریک میگویم و امیدوارم اجراهای آینده ایشان و گروه هنریش موفق تر باشد.
با جسارت اعلام میکنم لذتی که من و دوستانم از دیدن این اجرا بردیم بسیار بیشتر از اجرای پسیانی - که یکی از مهمترین داعیه داران تئاتر تجربی ایران است - بود.