ما موشها - اپیزود آخر
ما موشها
کله گردترین موجودات روی زمین هستیم
پنیر را از سر دیگرش میخوریم
برای مرده هایمان نماز میت میخوانیم
و هر چیز را که سفید باشد دوست داریم
حتی کبوترها را
- را حرف اضافه است
ما موشها - اپیزود ۴
به دیوار فاضلابها
رشته های سپید شاخه پنیر بیاویزید
باشد که رستگار شوید
ما موشها - اپیزود ۳
چه کار دلهره آوریست
جویدن گره از پارچه
وقتی / پرسنل لابراتوار موشهای مصنوعی / لباس سفید برتن
میبرد تو را به سمت ضریح
تا برآورده کنی / حاجت خیل حاجتمند
و این صدا را که مدام میشنوی
بجوید گره از پارچه»
چه کار دلهره آوریست
ما موشها - اپیزود ۲
بهشت
مثل همین فاضلابهای شهری است
با این تفاوت
که درون نهرهایش به جای آب شیر جاریست
و این دغدغه برای نسل ما باقی خواهد ماند
که اولین مایه پنیر را چه کسی آفریده است
ما موشها - اپیزود ۱
مصفا میکنیم فاضلابها را / اگر تو قدم بگذاری میان سرمان
مشکل عمده ما موشها در اینست
که نمیتوانیم درست فارسی صحبت کنیم
نمیتوانیم انتخاب کنیم
که خوراک گربه باشیم
یا مامور سپید پوش شهرداری
ما موشها
کله گردترین موجودات روی زمین هستیم
حیوانی که به دروغ پر کرده اند
سرش از دیگر جاهای بدنش بزرگتر است
...
خوبی زن در اینست
که میشود سینه هایش را دست گرفت
و همه جا پر کرد
فلانی حامله است
برادر
من زاده نسلی پریشانم
درگیر نه این و نه آن
برادر
سرما برای سرما دست درازی میکند
آتش به روی آتش میخندد
و میان این دو چه سوداهایی که روا نمیدارند
برادر، برادران را
این شعر برای افراد زیر ۲۰ سال توصیه نمیشود
آتش میشوم برای سیگارت
سیگار میشوم برای لبهایت
و همین روال را ادامه بده
تا به قلبت برسد
-------
پ.ن : مهدی جان! مبارکت باشد. به هر حال ازد.واج هم چیز خوبیست
واحه
مثلا فرض کنید یک لیوان آب را مقابل یک سیب بگذاریم و انتظار کسی را بکشیم که بیهوده میگرید. نه این قاعده باطلیست و نه آن انتظار بیجایی. منتها به کسی چه ربطی دارد که فلانی هرچقدر که هوا سرد باشد ، باز هر روز درون برکه آب تنی میکند. این یک امر کاملا شخصیست. حالا میخواهد من یک درشکه چی باشم یا مبصر کلاس پنج ابتداییمان. اصلش را هم که نگاه کنی تقصیر هیچکسی نیست. حتی تقصیر آدم نیست که بهشت را به سیبی فروخت و فرستاده شد به همینجایی که هوایش سرد است ، زمینش نمور و هر روز باید منتظر بنشیند تا نوبت به او برسد.
واجه همین چیزهاست. واجه میتواند لحظه ای باشد که وقتی از خواب بلند میشوی با کمال تعجب متوجه شوی که هنوز زنده ای. بروی سر یخچال یک لیوان آب سربکشی. یک سیب سرخ از جامیوه ای برداری. گاز بزنی. مات و مبهوت. بنشینی روی یک صندلی سفید و از ته دل با خیال راحت گریه کنی. واحه میتواند یک ثانیه مانده به طلوع آفتاب باشد.
واحه حتی میتواند معنی چند خانه در یک آبادی را بدهد ....